وبلاگی برای همه

به هر کس مینگرم در شکایت است ، در حیرتم که لذت دنیا به کام کیست؟!

به هر کس مینگرم در شکایت است ، در حیرتم که لذت دنیا به کام کیست؟!

وبلاگی برای همه

سلام

به وبلاگم خوش اومدین

نکته مهم:

نظر یادتون نرده.


این وب جدیدم:goolestan.mihanblog.com


طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۴ مرداد ۹۵، ۱۱:۱۴ - คຖē Şhērlฯ
    its faboulus
نویسندگان

داستان کوتاه

چهارشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۵ ب.ظ

#داستان_کوتاه 


🔴 پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد این بچه برسید. بچه ماشین بهش زد و فرار کرد. بلافاصله پرستار گفت: این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو پرداخت کنید. پیرمرد: اما من پولی ندارم. پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم. خواهش می کنم عملش کنید من هرجور شده پول رو تا شب براتون میارم. پس پرستار گفت با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید.

پیش دکتر رفت اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت: این قانون بیمارستانه. باید پول قبل از عمل پرداخت بشه.


👈 صبح روز بعد… همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروزش می اندیشید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۲۱
بهار 33340

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی