وبلاگی برای همه

به هر کس مینگرم در شکایت است ، در حیرتم که لذت دنیا به کام کیست؟!

به هر کس مینگرم در شکایت است ، در حیرتم که لذت دنیا به کام کیست؟!

وبلاگی برای همه

سلام

به وبلاگم خوش اومدین

نکته مهم:

نظر یادتون نرده.



کانال تلگرام کسب درآمد:@Aliitarinha

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

۲۵ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

منبعhttp://negahh.persianblog.ir/tag/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۴ ، ۰۸:۳۵
بهار 33340

در این دنیا اگر غم هست.صبوری کن خدا هم هست 


اگردشمن کنارت هست

مخور غصه خدا هم هست !


اگر فقر و فقیری هست . . .

منال هرگز، خدا هم هست!


اگر در عشق فریبی هست

چه غم لیکن خدا هم هست!


اگر تنهای تنها هم شدی . . .

باز هم خدا هست !

یک لحظه نخور «حسرت» آن را که نداری

راضی به همین چند قلم «مال» خودت باش...!!!


دنبال «کسی» باش که دنبال «تو» باشد

اینگونه اگر نیست به دنبال «خودت» باش...!!!


«پرواز» قشنگ است ولی «بی غم و منت»

«منت» نکش از غیر و پر و بال خودت باش...!! 

#سامره‌

دو تا کارگر گرفته بودم واسه اثاث کشی. 

گفتن ۴۰ تومن من هم چونه زدم  شد ۳۰ تومن...


بعد پایان کار، توی اون هوای گرم سه تا 10 تومنی دادم بهشون.

یکی از کارگرا 10تومن برداشت و 20 تومن داد به اون یکی.

گفتم مگر شریک نیستید؟؟

گفت چرا ولی اون عیالواره، احتیاجش از من بیشتره.

من هم برای این طبع بلندش دوباره 10 تومن بهش دادم                

تشکر کرد و دوباره 5 تومن داد به اون یکی و رفتن. 

داشتم فکر میکردم هیچ وقت نتونستم اینقدر بزرگوار و بخشنده باشم

اونجا بود یاد جمله زیبایی که روی پل عابر خونده بودم افتادم


بخشیدن دل بزرگ میخواد نه توان مالی......


«همه میتونن پولدار بشن اما همه نمیتونن بخشنده باشن

پولدار شدن مهارته اما بخشندگی فضیلت»


«باسوادشدن مهارته اما فهمیدگی فضلیت..


«همه بلدن زندگی کنن اما همه نمیتونن زیبا زندگی کنن

زندگی عادته اما زیبا زیستن فضیلت... ❤️

💠💠💠💠💠💠💠💠

اِنقَـــــد نَگــو فالِــتـ خوشـ نیـــسْـ 


✖️ کـِ اَصَّــــَــنْـ حالــمـ خوشـ نـیـــسْـ ✖️

 

◆ اَگـِ میخــــوایـ بُکُنـــیـ ≅کــــآتـ ≅ 


✘بَهونـِــهـ نَیآر بِــزَنـ بـِهـ ₪ چـــآکـ ₪✘


#دُخــــــــــےツ

این شعر فریدون مشیری رو هرشب قبل خواب بخونید♥️

  

 

ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺩﻡ ﺻﺒﺢ

ﺟﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺷم

ﺑﺪ ﻧﮕﻮﯾﻢ ﺑﻪ ﻫﻮﺍ، ﺁﺏ ، ﺯﻣﯿﻦ

ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ، ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻬﺮ

ﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﻢ، ﻫﺮ ﭼﻪ ﮔﺬﺷﺖ

ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﺩﻝ، ﺑﺘﮑﺎﻧﻢ ﺍﺯﻏﻢ

ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﮔﺬﺷﺖ ،

ﺑﺰﺩﺍﯾﻢ ﺩﯾﮕﺮ،ﺗﺎﺭ ﮐﺪﻭﺭﺕ، ﺍﺯ ﺩﻝ

ﻣﺸﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ، ﺗﺎ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﯽ ﮔﺮﺩﺩ

ﻭ ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺧﻮﺵ

ﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ


ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﺩﻡ ﺻﺒﺢ

ﺑﻪ ﻧﺴﯿﻢ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺻﺪﻕ، ﺳﻼﻣﯽ ﺑﺪﻫﻢ

ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﺨﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺴﺖ

ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ، ﻧﮕﺮﺩﺩ ﻓﺮﺩﺍ

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺍﺳﺖ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ

ﮔﺮﭼﻪ ﺩﯾﺮ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ

ﮐﺎﺳﻪ ﺍﯼ ﺁﺏ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺮﯾﺰﻡ




می گویند قِسمت نیست حِکمَت است

خدایا مـَن معنی قِسمت و حِکمَت را

نمی دانم اما تو معنی طاقَت را 

می دانی 

مگـَه نه ؟...



❄🌸

مــــــــــن!👌

چیز زیادی از دست ندادم !!!😞

کـــمـــــی دلــــــــــم شکست💔

________________________

     شب ها گریه کردم 😭

         یادگارش 

   سردردِ هرشبم شد 😏

فقط یـــــکـــــم از آرام زندگی کردن فاصــــــــــله گرفــــــــــتم

چیز زیادی نــــــــــشد!😁

   بــــــــــاور کــــــــــن

  تــــــــــــــــــــو 😑

بیشــــــــــتر از من باخــــــــــتی😶

   تــــــــــــــــــــو

     عاشق ترین قلب دنیارا 💓

بــــــــــاخــــــــــتی...😔

________________________

دستم به قلم رفت که سازی بنوازم

با نغمه ی سازم غزلی تازه بسازم


از چشم تو یک جام پر از باده بگیرم 

با اسب خیالم به همه دهر بتازم


آوای منه دل شده در شهر بپیچد

آنجا که دل و عقل به ناز تو ببازم


رسوایی من رونق افسونگری تست 

هرچند کنی جور به این جور بنازم


گفتی که نگویم همه اسرار نهان را

مجنون تو هستم نه که من محرم رازم


ای عشق ز دست تو دوصد ناله و فریاد

ویران شده دل را به چه امید بساز

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۱۷
بهار 33340

معلوم نیست چه مرگمان شده ...! که نه عین ادم عاشق میشویم...!


و نه عین ادم بیخیال...!


دلمان بعضی وقتها برای یک نفر یک ذره میشود...


ولی گاهی همان یک نفر را یک هفته نبینیم هم چیزی نمیشود...!


بعضی وقتها لبخند یک نفر یک دنبا انرژی بهمان میدهد ...


وگاهی از ته دل خندیدن های ان یک نفر حالمان را بهم میزند...!


انقدر ذره ذره عاشقی کرده ایم...!


و هر ادم جدیدی را به حریم خودمان راه دادیم...! 


که بلد نیستیم عاشق ثابت باشیم...!


بلد نیستیم همیشه دلتنگ و نگران یک نفر باشیم...! 


خودمان را تمام ایام سال..و تمام نقاط دنیا کنار همان یک نفر تصور کنیم...! 


همیشه..همیشه..همیشه..حرفهای قشنگی برای زدن داشته باشیم...!


ما انقدر خرد عاشقی کرده ایم...!


و عشق های ریز ریز داشته ایم...که کلان عاشقی کردن را یادمان رفته...!


و حالاهر چقدر زور میزنیم نمیشود ... که بشود...!


نمیشود عشقمان همانی باشد که میخواهیم...!


نمیشود که این یکی را با دیگران مقایسه نکرد...!


الان میفهمم که این آزادی درد بدیست لعنتی....!!!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۳۸
بهار 33340

خیلی سخته...✖️


به خاطر کسی که دوسش داری...✖️


همه چیز رو از سر راهت خط بزنی...✖️


بعد بفهمی...✖️


خودت تو لیستی بودی که...✖️


اون به خاطر یکی دیگه

🔚خطت زده....✖️

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۴ ، ۰۸:۲۰
بهار 33340

حقیقت زندگی:

هر چی مهربونتر باشی بیشتر بهت ظلم میکنن،

هر چی صادق تر باشی بیشتر بهت دروغ میگن،

هر چی خودتو خاکی تر نشون بدی کمتر واست ارزش قائلند،

هر چی پاک تر باشی بیشتر برات حرف در میارن...!!

خدایا حالا میگی چیکار کنم دنیات بدجوری بهم ریخته!!!


~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۴ ، ۰۹:۱۵
بهار 33340

طــــــرف یہ لشکـر آبجی داره ☞ ✘


☞ ✘ یہ گـــردان دوســـــت اجتــماعــــــی↑⇣⇟ ☞ ✘


☞ ✘یہ حـــرمســرا ســوگــولـــــی↞♔ ☞ ✘


☞ ✘ ↭هنــــوزم میــزنــه بہ سلامتــــــی ☞ ✘


☞ ✘ ✔تنهــــایے ☞ ✘


☞ ✘ هــــــــненــــــہ ☞ ✘


~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۴ ، ۰۹:۱۳
بهار 33340

دلشکسته که باشی ,

ساده ترین حرف ها , اشکت را در می آورند..

دلشکستگی . . . پیچیده نیست!!

یک دل , یک آسمان , یک بغض آرزو های ترک خورده ...

به همین سادگی!!

حالم خوب است...اما , دلتنگ روز هایی هستم , که میتوانستم از ته دل بخندم!!

دل شکسته هایم را زیر دوش حمام میبرم... ,

بغض هایم را زیر شرشر آب داغ میترکانم... ,

تا همه فکر کنند , قرمزی چشمانم از دم کردن حمام است ... !! 

دل شکستگی درد دارد معنا ندارد 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۴ ، ۰۹:۱۰
بهار 33340

  

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۴ ، ۰۷:۲۵
بهار 33340

واقعا قشنگه بخوناااا



گاهی وقتا لازمه زمین بخوری...

تا ببینی کیا پشتتن...

کیا باعث رشدتن...

کیا میرن...

کیا همه جوره میمونن!!

گاهی لازمه جوری زمین بخوری که زخمی بشی زخماتو باز بذاری ببینی کیا نمک میباشن کیا مرحم میذارن

 کیا باتو هم دردن کیاهم خود دردن!

هیچوقت تا زخمی نشی نمیتونی بفهمی کی چه رفتاری میکنه!

دست یه کسایی نمک میبینی که روشون قسم میخوردی

و یه کسایی مرحم میذارن روزخمات که اصلا یادشون نبودی!

انقد مات و مبهوت رفتارای اونا میمونی که کلا یادت میره زمین خوردی،

زخمات دیگه نمی سوزن این جیگرته که میسوزه...

که چرا به بعضی ها بیشتر ازلیاقتشون بها دادم'

بعضی هارو هم فراموش کردم!

زمین که میخوری میبینی کیا هنوز کنارت ایستادن و نرفتن...

زمین خوردن گاهی از زندگی کردن هم واجب تره چون میفهمی با کیا زندگی می کنی!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۴ ، ۰۶:۵۵
بهار 33340

زیباست حتما بخوان :



فصل اول :


روزگاری خانه هامان سرد بود🙇


بردن نفت زمستان درد بود🙇


یک چراغ والور و یک گرد سوز🙇


زیرکرسی با لحافی دست دوز🙇


خانواده دور هم بودن همه🙇


در کنار هم می آسودن همه🙇


روی سفره لقمه نانی تازه بود🙇


روی خوش درخانه بی اندازه بود🙇


گر برای مرد  زن نامرد بود🙇


صد تفاوت بین زن تا مرد بود🙇


آن قدیما عاشقی یادش بخیر🙇


عطر و بوی رازقی یادش بخیر🙇


عصر پست و تلگراف و نامه بود🙇


روزگار خواندن شه نامه بود🙇


تبلت و لپ تاپ و همراهی نبود🙇


عصر دلتنگی و بی تابی نبود🙇



 فصل دوم :


قلبهامان اندک اندک سرد شد🙈


رنگ وروی زندگیمان زرد شد🙈


بینی خیلی کسا باطل شدند🙈


با پروتز بعضیا خوشگل شدند🙈


عصر ساکشن آمد و لاغر شدیم🙈


در خیال خود چقد بهتر شدیم🙈


میوه هم گلخانه ای شد عاقبت🙈


آب هم پیمانه ای شد عاقبت🙈

     

فصل سوم :


عصر نت شد  عصر پی ام  عصر چت🙏


عصر ایرانسل  فراوانی خط 🙏


عصر آدم های بد  بی مایه شارژ🙏


عصر تلخ خودفروشی با یه شارژ🙏


عصر مرفین و ترامادول ... دوا🙏


با کراک و شیشه رفتن به فضا🙏


عصر آقایان آرایش شده🙏


عصر خانمهای پالایش شده🙏


وای بر این عصر تلخ بی کسی 🙏



عصر تلخ استرس ... دلواپسی ...🙏



   به کجا چنین شتابان ...😱

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۴ ، ۰۶:۲۴
بهار 33340

✘ خـــیلیـــا✘ . .


  هــسـتـن  .. 


  کــــــــه   . .


✘ طــــــالبتن ✘ . .


  امــــــــا  . .  


  فــــــقــــط   . .


✘ بــعــضــیـا✘ . .


  هستن که لایـــــقتن   . .


✘ حـــــواســت باشه✘ . .

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۴ ، ۰۶:۲۹
بهار 33340

🌸شارژ 2000تومانی همراه اول 🌸

#جدیده_بفرستین

✅دقت کنید هر چهارمرحله رو به ترتیب انجام بدین و با شارژ صفر هم میده بفرستین😊


#نکته_خیلی_مهم👇👇👇👇👇👇

‼️شما باید حتما عضو 3مسابقه باشید تا به شما شارژ بدهد‼️

مراحل زیر را به ترتیب انجام بدین👇


1⃣ارسال کد 175318774 به 305055


2⃣ ارسال کد 175318774به 205079


3⃣ارسال کد 175318774به 205025


سپس برای دریافت شارژ 2000تومانی👇


4⃣ارسال 1000به شماره های زیر👇 (205079-205025-305055)


👈برای شما یک شارژ مستقیم ارسال خواهد شد و سیمکارت شما شارژ میشه


یه کد دریافت خواهید کرد که هر نفر با کد شما وارد مسابقه شود بازم شما یک شارژ #دو هزار تومانی دریافت خواهید کرد


#نکته_خیلی_مهم👇👇👇👇👇👇

‼️شما باید حتما عضو 3 مسابقه باشید تا به شما شارژ بده‼️

-----------------------------------

❌لغو با ارسال OFF به شماره های زیر

305055

205079

205025

------------------------------------

تموم شد دیگه نفرستین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۴ ، ۰۷:۱۰
بهار 33340

ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪ ﺧﺼﻠﺖ ﮐﺪﺍﻡ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯾﺪ ؟


ﻓﺮﻭﺭﺩﯾﻦ :ﻧﻤﺪ !

ﺳﺨﺖ ﻭ ﮐﻠﻪ ﺷﻖ ﻭ ﻏﯿﺮﺗﯽ


🈹🈳🈶🈵🈯️


ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺖ : ﭘﺸﻤﯽ !

مهرﺑﺎﻥ ﻭﺣﺴﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﻏﯿﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺗﮑﺎ

🈯️🈶🈹🈵🈳


ﺧﺮﺩﺍﺩ : ﮐﺘﺎﻥ. !

ﺧﻮشتیپ ،ﺑﺎﮐﻼﺱ!چند شخصیته ﻭﺗﺎﺣﺪ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﻭﺳﺖ


ﺗﯿﺮ : ﺣﺮﯾﺮ !

ﺑﺎﺍﺣﺴﺎﺱ، ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ،ﺣﺴﺎﺱ ﻭﺩﯾﺮﺟﻮﺵ .ﺧﻮﺩﻣﺤﻮﺭ ﻭﮐﻤﯽ ﻋﺼﺒﯽ

🈳🈵🈶🈹🈯️


ﻣﺮﺩﺍﺩ : ﭼﺮﻡ !

ﻣﻐﺮﻭﺭ ،فضول ،ﺑﺎﺍﺣﺴﺎﺱ،مهربان وﺧﺎﺹ

🈯️🈳🈵🈶🈹


ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ : ﺗﺮﻣﻪ !

ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﻣﺎ ﻟﻮﺱ ﻭ ﻟﺠﺒﺎﺯ،ﻋﺼﺒﯽ ﻭلی دلچسب

🈯️🈳🈵🈶🈹


ﻣﻬﺮ : ﮐﺎﻣﻮﺍ !

ﻓﻌﺎﻝ ﻭ ﺗﺎﺛﯿﺮﮔﺬﺍﺭ،ﻫﻤﻪ ﭘﺴﻨﺪ،ﭘﺮﺣﺮﻑ ﻭ ﭘﺮﺍﺩﻋﺎ

🈵🈶🈳🈯️🈹


ﺁﺑﺎﻥ : ﭼﻬﻞ ﺗﮑﻪ !

ﻓﺮﺯﻭﻓﻌﺎﻝ. تنوﻉ ﻃﻠﺐ . ﻣﻐﺮﻭﺭ. ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ

🈯️🈳🈵🈶🈹


ﺁﺫﺭ : ﺁﺳﺘﺮ !

ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺩﺭﻭﻧﮕﺮﺍ .

ﺧﻮﺩﻣﺤﻮﺭ.ﮐﺎﺭﺁﯾﯽ ﺍﻧﺪﮎ

ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ.ﺳﺮﺩ

🈯️🈳🈵🈶🈹


ﺩﯼ : ﺍﺑﺮﯾﺸﻢ !

ﺟﺬﺍﺏ ﻭﺧﺎﺹ . ﺗﻨﻬﺎ . ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ،عصبی و یکدنده 

🈵🈯️🈳🈶🈹


ﺑﻬﻤﻦ : ﺟﯿﻦ !

ﻫﻤﻪ ﻓﻦ ﺣﺮﯾﻒ،ﺯﺑﺮﻭﺯﺭﻧﮓ. ﺱﯾﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ. ﺑﺎﺍحساس ﻭ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻩ

🈯️🈳🈹🈶🈵


ﺍﺳﻔﻨﺪ : ﺍﻃﻠﺲ !

ﺧﻮﺵ ﺍﺧﻼﻕ. ﺑﺎﺑﺎﺩﻣﺖ ﮔﺮﻡ . ﺑﺎﻧﻤﮏ. ﺣﺴﻮﺩ

🐨🐻🐵🐯🐮

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۴ ، ۰۹:۵۵
بهار 33340

مواظب رایحه حرفهایمان باشیم...

حرفها رایحه دارند....  بو دارند

عطر دارند.....

رایحه حرفهایمان تا ساعتها روی جان و تن می نشیند......

تا مدتها در فضا میماند.....

تا سالها در خاطره ها جا خوش میکند...

عطر حرفهایمان ، هر چه باشد.....

تند و تلخ، گرم و شیرین، تیز و شورانگیز

آرام و روح انگیز و...

ما را، در خاطره ها به یاد می آورد.....


شمیم رایحه حرفهایت...    

را انتخاب کن؛ بدان که به یادمیمانند...!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۴ ، ۰۷:۰۵
بهار 33340

ﭘﯿﺮﺯنه ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﯿره ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﭘﯿﺶ ﭘﺴﺮﺵ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺑﺸﻪ !


ﺍﻣﺎ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﻣﯿﮕﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺸﯽ پنج تا سوال ازت 

می پرسیم ﻭ

ﺍﮔﺮ ﺑﺘﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎﺵ ﭘﺎﺳﺦ ﺻﺤﯿﺢ ﺑﺪﯼ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﻣﻮﻥ ﺑﺸﯽ!!


ﭘﺴﺮﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﻢ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯿﺶ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ ﺷﻤﺎ ﺳﻮﺍﻝ ﺭﻭ ﺑﭙﺮﺳﯿﻦ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﺵ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻣﯿﮑﻨﻢ !


ﺍﻭﻧﺎﻫﻢ ﻣﯿﮕﻦ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ ﺳﻮﺍﻻ ﺭﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻦ !


1 : ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟

ﭘﺴﺮﺵ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ: ﻣﻦ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻮ ﮐﺪﻭﻡ ﺷﻬﺮ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻮﺩﻡ؟

ﭘﯿﺮﺯﻧﻪ ﻣﯿﮕﻪ :ﻭﺍﺷﻨﮕﺘﻮﻥ !!

ﻣﯿﮕﻦ ﺩﺭﺳﺘﻪ ﻭ ﺳﻮﺍﻝ ﺑﻌﺪﯼ !


2 : ﺭﻭﺯ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﯽ ﺍﺳﺖ؟


ﭘﺴﺮﺵ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ:ﻧﯿﻮﻣﻦ ﺷﺎﭖ ﮐﯽ ﺣﺮﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﻪ؟؟

ﭘﯿﺮﺯﻧﻪ ﻣﯿﮕﻪ 4 ﺟﻮﻻﯼ !!

ﻣﯿﮕﻦ ﺩﺭﺳﺘﻪ !


3: ﺍﻣﺴﺎﻝ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩ؟

ﭘﺴﺮﺵ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ: ﺍﻭﻥ ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﻣﻌﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮﺕ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻩ؟

ﭘﯿﺮﺯﻧﻪ ﻣﯿﮕﻪ: ﺗﻮﮔﻮﺭ !!

ﻃﺮﻑ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﻭ ﺷﮕﻔﺖ ﺁﻭﺭﻩ !


4: ﻫﺸﺖ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﯾﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻮﺩ؟

ﭘﺴﺮﺵ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ : ﺍﺯ ﭼﯿﻪ ﺟﻮﺭﺍﺑﺎﯼ ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ﺑﺪﺕ ﻣﯿﺎﺩ؟

ﭘﯿﺮﺯﻧﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﺑﻮﺵ !!

هنر نزد ایرانیان است و بس!!!

😂😂😂

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۴ ، ۰۶:۱۰
بهار 33340

حکایت ما آدم ها …

حکایت کفشاییه که …

اگه جفت نباشند …

هر کدومشون …

هر چقدر شیک باشند …

هر چقدر هم نو باشند

تا همیشه …

لنگه به لنگه اند …

کاش …

خدا وقتی آدم ها رو می آفرید …

جفت هر کس رو باهاش می آفرید …

تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها …

به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند…


منبع:http://www.sirintipity.blogfa.com/post/14

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۴۶
بهار 33340

گاهی٬جایی..حرفی بهت میگن وتوآروم ٬بی خیال میخندی ومیگذری.....

اماکم کم ته دلت سنگین میشه.چانه هات میلرزندولی ..هنوزخنده ات گوش نواز هست.....

حالت دست خودت نیست.چشم هایت هاله ی زلال اشک میشه...اماهنوزدست برقفل صندوقچه داری......

تا یهو سرریز نشود....

خوب میدانی که چه به روزت میاورد.آنقدر..

که خداهم دست بگذاردزیرچانه ات واشکهایت پاک کند....آروم نمیشی

کاش این آدم ها که فقط دیواره ی قلبت و نشونه میگیرن.نبودن

کاااااااااش.......

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۴ ، ۰۷:۱۹
بهار 33340

مرد باس خانومشو با "میم" مالکیت صدا بزنه


 مرد باس گریه کردنم بلد باشه


 مرد باس خریدارِناز زنش باشه …


 مرد باس با وجود همه مردونگیش به عیالش


ابراز عشق و علاقه کنه اونم هر روز …


مرد باس قَد بلند باشه و چشم اَبرو مشکی


ته ریش هم داشته باشه …


 مرد باس با وجود تمام غرورش مهربون باشه


با وجود تمام لج بازیهاش وفادار باشه …


 مرد باس اَبروهای فابریک داشته باشه


زُمخت و کَت و کلفت …


 مرد باس آشپزیش خوب باشه


هر چند وقت ی بار زنشو سورپرایز کنه…


 مرد باس هر شب برقای خونه رو قطع کنه,


تا خانمش بترسه بپره تو بغل آقـــاش


 مرد باس روزی یه بار بیخود و بی جهت


عربده بزنه: عیال میخوامت ب مولـــا


مرد باس وقتی دستاشو میگیری چند لحظه یه بار


دستاتو فشار بده


که بفهمی حواسش بهت هست…


 مرد باس بغلش بوی آرامش بده نه هوس


مرد باس خنده و شیطونیاش واسه زنش باشه,


اخمش واسه بقیه …


 مرد باس فکر کنه یه زن تو دُنیاس


اونم خانومشه …


 مرد باس وقتی میخواد با منزل بره بیرون


در ماشین رو واسه خانومش باز کنه


(مرد باس جنتلمن باشه! بعلـــــه )


 مرد باس وقتی خانومش حسودی میکنه


بغلش کنه و بگه ….


من فقط مال تــــــــــــــو ام دیونه !


 مرد باس وقتی قهر میکنه, حداقل


حرف بزنه خو !!!


 مرد باس ترشی باز حرفه ای باشه و هیچ وقت


از خرید لواشک برا زنش دریغ نکنه !


 مرد باس حسادت بقیه ی زنارو نسبت


به زن خودش برانگیزه


 مرد باس روزی ۱ساعت کنار خانمش بشینه, بگه:


خانمم! من آماده ام!


هرچی دلت میخواد غر بزن …


 مرد باس هیجانی باشه و زندگیو


برا زنش یکنواخت نکنه …


 مرد باس غیرتی باشه…


رو زنش غیرت داشته باشه


تا هر کی نگاه چپ بهش کرد استادش کنه


 مرد باس خودش بازوشو بگیره جلو بگه :


بفرما خانوم گاز بگیر تا کبود شه !!


 


مرد باس واسه زنش لواشک


و آلوچه و پاستیل بخره!


 مرد باس همین که گفتی حوصلم


سر رفته بگه حاضر شدی خبرم کن


موهاتم نریز بیرون …


 مرد باس مرد باشه …


با جَنَم باشه حرفش حرف باشه


حالا میخواد نیم کیلو باشه یا ۱۲۰ کیلو


 مرد باس اَخمش دلتو بلرزونه ….


 مرد باس جذبه داشته باشه…


با لبخندش قند تو دلــت آب بشه …


مرد باس موهاش کوتاه باشه …


پیرهن مردونه بپوشــه…


بُو ادکلنش همه جا رو بر داره


 مرد باس خشن باشه دستشو بکوبه


رو میز داد بزنه بگه امشب من


ظرفا رو میشـــــــــــــــــــــورم


منبع:http://rouzegar.com/fun/sms-love/romantic-sms-and-text-heavy-phase-photos

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۴ ، ۰۶:۱۰
بهار 33340

سلام لطفا داستانو تا اخر بخونید یکم طولانیه ولی ارزش خوندن داره اگر خوندید نظرتون رو بگید خوشحال میشم

 رفاقتمون از زمان بچگیمون بود،بچه محل بودیم بدجوری هوا همو داشتیم اگه کسی چپ نگامون میکرد دهنشو صاف میکردیم مثل کوه پشت هم بودیم.رفتیم مدرسه تو یه نیمکت میشستیم کسی تو مدرسه جرات نداشت چپ نگامون کنه…بزرگتر شدیم و با هم دیپلم گرفتیم اما دیگه دانشگاه نرفتیم حسین مثل پدرش شد راننده تریلی و زد تو کار ترانزیت و منم رفتم تو نجاری داییم…روزا خوب پیش میرفت و جفتمون لقمه حلال درمیوردیم و مثل بچگیمون هوا همو داشتیم.دیگه رفیق نبودیم چون پیمان برادری بسته بودیم و همیشه رو رفاقتمون قسم میخوردیم.

یه شب حسین اومد پیشم گفت یه کار جدید پیدا کرده و میخواد دست منم بند کنه و یا به قول خودش با هم کار کنیم

گفت ترانزیتای خارج از کشورش زیاد شده و به کمک یکی نیاز داره و منم به خاطر رفاقتمون قبول کردم و شدم همراه سفراش.ماه ها میگذشت و ما همه زندگیمون شده بود جاده…پولشم خیلی خوب بود و زندگیمو از این رو به اون روکرد تا سفر آخرمون به ترکیه…داشتیم به ایست بازرسی نزدیک میشدیم

مرتضی من وقتی نگه داشتم و پیاده شدم اگه دیدی مامورا زیادی سوال پیچم میکنن و مشکون شدن بشین پشت فرمونو فقط بگاز از مرز که رد شی دیگه کاری بهت ندارن!!!

حسین این حرفا چیه میزنی؟آخه چرا باید فرار کنم؟

اه…چقد سوال میکنی همین کاری که بهت گفتمو بکن بگو چشم

تا نفهمم تو تریلی چی جاساز کردی نمیگم چشم…نکنه؟؟؟!!

آره داداش مواد تو ماشین جاسازه ولی اگه بگیرنمون سر جفتمون بالای داره….

خشکم زده بود!اصن نمیدونستم چیکار کنم انقد بهم شوک وارد شده بود که یه چک زد تو صورتم تا به حال اولم برگردم اما فایده نداشت

رسیدیم به ایست بازرسی

حسین از ماشین پیاده شدو رفت سمت مامورا و چند تا مامور با سگ اومدن حوالیه ماشینو داشتن تفحس میکردن که دیدم حسین داره بهم علامت میده که ماشینو روشن کنم و از دست مامورا فرار کنم….

اما خیلی میترسیدم و عرق سرد از پیشونیم داشت میریخت!!دست و پام خشک شده بود از جام تکون نخوردم و مامورام جنسا رو پیدا کردن

حسین با عصبانیت بهم نگاه میکرد، جفتمونو دستگیر کردن و منتقل کردن آگاهی…

قبل اینکه بریم برای بازجویی حسین گفت تو لال شو من همه چیرو گردن میگیرم،بگو مسافر تو راهی بودی و تو جاده سوارت کردم… ولی باید بهم قول بدی اگه برام حبس بریدن هوای مادر و نامزدمو داشته باشی….راستی بهشون نگو من حبسم…نمیدونستم چی بگم ولی اینبار بهش گفتم چشم!!!

حسین همه چیرو گردن گرفت و اعتراف کرد و بالا دستیاشو لو داد

تو دادگاه براش ۱۵ سال حبس بریدن و منو آزاد کردن

نمیدونستم با چه رویی برگردم خونه و به مادر حسین چی بگم!!!

مادرش سراغشو ازم گرفت و گفتم رفته خارج کشورو کارش طول میکشه….

رفتم پیش نامزدش مریم دختر فوق العاده ای بود به حسین حسودیم شد که نامزدش همچین دختریه،به اونم دروغ گفتم…

دوباره برگشتم نجاری و هر ماه خرج مادرشو میدادم و نمیزاشتم آب تو دلش تکون بخوره.

 ۱۵ سال بعد….

خیلی حس خوبی داشتم که بعد این همه سال دارم برمیگردم خونه،دلم بدجور برای مادرم تنگ شده بود….

دوس داشتم ببینم مریم چه شکلی شده و با دیدنم چه حالی میشه

دربست گرفتم و رفتم خونه،مادرم خونه نبود…

زنگ زدم به مرتضی و حاله مادرمو ازش پرسیدم

یهو زد زیر گریه،با صدای گریه هاش دنیا رو سرم خراب شد

حسین حاج خانوم قلبش ناراحت بود و همش به خاطر دوریه تو بود و دووم نیورد،۵ ساله که به رحمت خدا رفته….

بغض داشت گلومو پاره میکرد ولی اشکم نمیومد

با مرتضی رفتیم سر خاک مادرم…حالم خیلی بد بود

از بهشت زهرا که برگشیم سراغ مریمو ازش گرفتم اما هی طفره میرفت….بهش شک کرده بودم ولی به روش نمیوردم

بهم گفت برو خونه استراحت کن و یه دوش بگیر تا آروم شی…واسم عجیب بود که منو دعوت نکرد خونشون ولی بازم ازش دلخور نشدم.رفتم خونه و استراحت کردم ولی بازم فکر مادرم و مریم دست بردارم نبود….

نصف شب دوباره زنگ زدم به مرتضی و گفتم که طاقت ندارم و میخوام مریمو ببینم ولی بازم بهونه تراشی کرد و گفت تا فردا صبر کن….

فردا رفتم پیشش و گفتم که رفتارات خیلی مشکوک شده مرتضی یا همین الان میگی مریم کجاست یا شر به پا میکنم اونم که دید اعصاب ندارم مجبور شد حقیقتو بهم بگه….

از کشوی میزش شناسنامشو دراورد و صفحه عقدشو بهم نشون داد…شوک بدی بهم وارد شد

رفیق چندین و چند سالم بهم خیانت کرده بود و عشقمو بور زده بود…باهاش درگیر شدم و هولش دادم خورد به لبه میز،تو حال خودم نبودم اصن نفهمیدم چیکار کرده بودم ولی دیدم صدای مرتضی دیگه نمیاد. رفتم بالا سرش دیدم غرقه خونه…نفس نمیکشید…عین بید داشتم میلرزیدم..چند بار زدم تو گوشش تا شاید بهوش بیاد ولی فایده ای نداشت…مرتضی مرده بود

سریع از اونجا فرار کردم و برگشتم خونه چهره خونی مرتضی از ذهنم پاک نمیشد.من چه غلطی کرده بودم رفیقی که براش جون میدادم و کشته بودم،اما بازم از آتیش نفرتم نسبت به مرتضی و مریم کم نمیشد….منکه تو این دنیا نه چیزی برای از دست دادن داشتم و نه کسی….

رفتم کلانتری و خودمو معرفی کردم تا شاید بار گناهام کمتر شه!!!

به جرم قتل عمد بازداشت شدم…میدونستم چه بخوام چه نخوام سرم بالای داره ولی دیگه برام مهم نبود فقط دوس داشتم زودتر از این دنیای سگی راحت شم…

قاضی حکم داد….رفتم زندان

چند ماهی تو زندان بودم تا یه روز اسممو صدا کردن جزء لیسته ملاقاتیا

خیلی تعجب کرده بودم آخه منکه کسی رو ندارم یعنی کی اومده ملاقاتم؟؟!

باورم نمیشد….مریم بود…شکسته تر شده بود ولی بازم زیبا و جذاب مثل ۱۵ سال پیش

اشک جفتمون سرازیر شد…

نفسم بند اومده بود حتی نمیتونستم بهش سلام بدم….اونم همینطور

یه برگه از تو کیفش دراورد و از پشت شیشه بهم نشون داد…

دست خط مرتضی بود:

 سلام داداش…خیلی مردی خیلی.عشق و مادرتو ول کردی تا من حبس نکشم!!

داداش بار اولی که نامزدتو دیدم بهت حسودیم شد…خیلی خانوم گلیه خوش به حالش که تو رو داره

داداش راستش من یه کاری کردم که میترسم بهت بگم ولی امیدوارم وقتی آزاد شدی منو ببخشی.من مریمو عقد کردم ولی به جون جفتمون قسم به خونی که پای رفاقتمون دادم تا حالا یه بارم با قصد و غرض بهش نگاه نکردم داداش….

براش خونه خریدم و خرجشو دادم تا خونوادش بهش شک نکنن اگه خواست ۱۵ سال پات وایسه ولی یه بارم تو اون خونه باهاش تنها نشدم…داداش من اینکا رو کردم که کسی نیاد خواستگاریش تا موقعی که تو آزاد شی!!!

 از شدت گریه سرم داشت منفجر میشد ولی اشکام بند نمیومد….

من ۱۵ سال به خاطر گناه خودم حبس کشیدم اما مرتضی به خاطر من رفت بهشت و بهم درسی داد که تا آخر عمرم فراموش نمیکنم

 مــــــــــعرفت

منبع:http://rouzegar.com/fun/sms-love/romantic-sms-and-text-heavy-phase-photos

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۴ ، ۰۸:۰۰
بهار 33340

اگر روزی …
محبت کردی بی منت ! لذت بردی بی گناه ! بخشیدی بدون شرط…
بدان آن روز واقعاً زندگی کرده ای

منبع: http://www.jazzaab.ir/news_detail_15449.html

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۴ ، ۰۶:۳۷
بهار 33340

گریه کن مرد ، مگه از سنگه دلت

گریه خوبه ، وقتی که تنگه دلت

گریه کن مرد ، گریه خالیت می کنه

گاهی اشک حالی به حالیت می کنه

گریه کن مرد ، وقتی از غصه پری

وقتی از عالم و آدم می بری

گریه کن مرد ، جای بغض تُو گلوت

رد شو از پیچ و خمای روبروت

گریه بد نیست ، آخر حادثه نیست

گریه کن که اشک مرد، فاجعه نیست

بسّته مرد، دلتو راحت بذار

خیلی سخت نیست، خم به ابروهات بیار

این غرورت مرگ و تاراج تویه

گریه کن مرد ، گریه معراج تویه …

منبع:

http://www.3dayeh-sokot.blogfa.com/category/4/%D8%AF%D9%84-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%D9%88-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87?p=2

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۴ ، ۰۶:۱۱
بهار 33340

ب قول بـــــابــــــاها : بَدترین عذابِ ممکن "دختـــــَر" داشتنه😊

،چون:...... 💑

ب لوس بازیاش''''😍

پول گرفــــتناش''''''😚

اجــــــــازه گرفتناش واس بـــــیرون رفتن'''''😙

ب رژیم گرفتناش.....😗

گریه ها و خنده هاش......😋

ب شیطونی وخرابکاریاش ...😝

پخش و پلا بودن لوازم آرایشاش!!!!🙆

غذا ســـــــوزوندناش:-)🙇

ظرف شکســـــتناش''''🙈

ب همه عادتاش💟. . . عادت میکنی . 💜. . .و آخــــــــــرشــــَـــــم باید..... بســـــــپاریش .....دست ی غریبه ای بنام "'"❌❌❌👈شـــوهـــــــــــر

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۴ ، ۰۵:۳۳
بهار 33340

گاهی دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن...

میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری...

اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل: چیزی شده؟؟!!!

اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی و با لبخندی سرد میگی: نه،هیچی ...

منبع: http://www.beytoote.com/fun/visual/subscribe-deep-stirring.html

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۴ ، ۰۸:۲۴
بهار 33340

آدمی غــــــرورش را خیلی زیاد .

شاید بیشتر از تمـــــــام داشتــه هــــایــش- دوست می دارد

حالا ببین اگر خودش، غـــــــرورش را بـــه خـــــاطــــر تـــــو، نادیده بگیرد ،

چه قدر دوســتت دارد !

و این را بِفهــــــــــــم آدمیــــــــــزاد !

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۴ ، ۰۸:۱۸
بهار 33340

زندگی قانون باور ها و لیاقتهاست، همیشه باور داشته باش

لایق بهترین هایی .

منبعhttp://www.beytoote.com/fun/visual/subscribe-deep-stirring.html:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۴ ، ۰۸:۱۳
بهار 33340